الملا فتح الله الكاشاني

108

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بار گران خود است وِزْرَ أُخْرى بار گران نفس ديگر را يعنى حق سبحانه و تعالى بگناه زيد عمرو را نگيرد چه آن عدولست از عدل پس هر كس مؤاخذ است بگناه خود نه بگناه غير خود ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ پس بسوى پروردگار شماست مَرْجِعُكُمْ جاى بازگشت شما يعنى مرجع نيك و بد شما بسوى شماست فَيُنَبِّئُكُمْ پس خبر خواهد داد شما را بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ به آنچه بوديد كه در دنيا ميكرديد إِنَّهُ بدرستى كه او سبحانه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ داناست به آنچه در سينهاست از اسرار مخفيه پس چگونه اعمال شما از او پوشيده شود آورده‌اند كه عتبه بن ربيعه با ابو حذيفه ببلية گرفتار شدند بخدايتعالى انابه كردند و ترك بت پرستى نمودند چون بلية بنعمة مبدل شد و مرتد شدند و باز مشرك گشتند و مردمانرا اضلال كردند حق تعالى اين آيه فرستاد . وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ و چون رسيد آدمى را يعنى عبته يا ابو حذيفه ضُرٌّ ضررى از مرض و قحطى از شدة و غير آن از انواع محنت دَعا رَبَّهُ بخواند پروردگار خود را مُنِيباً إِلَيْهِ در حالتى كه بازگردنده است بسوى او و استغاثه نماينده بدرگاه او و ترك نماينده عبادت غير او ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ پس چون عطا فرمود حق تعالى او را نِعْمَةً مِنْهُ نعمتى از نزد خود يعنى آن بليه را بنعمة بدل نمود و وى مشغول به آن نعمت شد و به آن مغرور گشته نَسِيَ فراموش كرد ما كانَ آنچيزيرا يعنى آن ضررى كه بود يَدْعُوا إِلَيْهِ كه ميخواند خداى را بسوى دفع او مِنْ قَبْلُ پيش از وصول اين نعمت وَ جَعَلَ لِلَّهِ و گردانيد براى خداى أَنْداداً همتايان يعنى بتانرا شريك وى ساخت در عبادت لِيُضِلَّ تا گمراه گرداند مردمانرا عَنْ سَبِيلِهِ از راه خدا كه طريق اسلام است قُلْ بگو ايمحمد اين كافران جاحد را از روى تخويف تَمَتَّعْ برخوردار باش بِكُفْرِكَ بنا گرويدن خود قَلِيلًا در زمان اندك كه دنياست چه آن در جنب آخرة در نهاية قلت است يعنى در اين زمان حقير متمتع شو از نعمت خدا كه عنقريب زوال خواهد يافت و بعد از آن إِنَّكَ بدرستى كه تو مِنْ أَصْحابِ النَّارِ از جملهء ياران دوزخ خواهى بود و اهل سعير و عذاب اليم پس آيا اين كافر معاند بهتر است . أَمَّنْ هُوَ يا آنكس كه او قانِتٌ ايستاده و دعا كننده است در اثناى صلاة يا هميشه ايستاده بوظايف عبادت آناءَ اللَّيْلِ در ساعتهاى شب و از امام محمد باقر عليه السلام منقولست كه مراد از اين متهجد است كه در نماز شب ساجِداً در حالتى كه سجده